جمهوری دموکراتیک افغانستان: ۱۹۷۸ تا ۱۹۹۲

 

جنگ در افغانستان در ۲۷ آوریل ۱۹۷۸ آغاز گردید وقتی که حزب دموکراتیک خلق افغانستان، یک حزب مارکسیست لنینیست انشعابی، کودتایی ترتیب داده و رییس جمهور وقت، محمد داود خان و بیشتر اعضای خانواده اش را کشت. نورمحمد ترکی ریاست جمهور و حفیظ الله امین معاون نخست وزیر شد. حزب دموکراتیک خلق افغانستان سپس کارزار جاه طلبانه و بیرحمانه ای را برای تبدیل افغانستان به یک جامعه ی مدرن سوسیالیستی از طریق براندازی رسوم سنتی درباره ی تصرف زمین، ازدواج، آموزش، قروض روستاییان و سایر نهادهای اجتماعی آغاز کرد. در طول این دوران، نیروهای حزب دموکراتیک خلق افغانستان که عمدتا علاوه بر پلیس و نیروهای منظم نظامی، شامل نیروهای اطلاعاتی می شدند، در مقیاس های عظیم مرتکب جرایم جنگی گردیدند. تلاش برای اصلاحات و اقدامات سرکوبگرانه بخصوص در حومه ی شهر ها که شاهد حمله ی مستقیم به اسلام بودند، مقاومت برانگیخت. حزب دموکراتیک خلق افغانستان قیام ها را در هم کوبید اما به زودی به عدم برخورداری از حمایت مردمی با مقاومت گسترده و شورش در ارتش مواجه شد. انشعاب داخلی در حزب دموکراتیک خلق افغانستان نیز در خونریزی ها نقش داشت.

 

 

پرزیدنت ترکی در سپتامبر ۱۹۷۹ ترور شد. امین، مرد قدرتمند حکومت رییس جمهور شد. بازداشت های دسته جمعی ادامه یافت و آن هایی را که مشکوک به مخالف با رژیم و اصلاحات آن بودند، مقامات رسمی رژیم سابق، رهبران مذهبی، روسای قبایل، معلمان و سایر روشنفکران و فعالان سیاسی اعم از مائوئیست، اسلام گرا و قوم گرا را هدف گرفت. سرنوشت بسیاری از بازداشت شدگان معمولا ناپدیدی اجباری یا اعدام در پل چرخی، زندانی در حومه ی کابل و یا سایر بازداشتگاه ها بود. حزب دموکراتیک خلق افغانستان همچنین مراکز مقاومت را بمباران کرد و تعداد زیادی غیرنظامی را کشت. ده ها هزار پناهجو از کشور گریخته و بیشتر آن ها در ایران و پاکستان ساکن شدند. سازمان های مقاومت که به نام «مجاهدین» هم شناخته می شدند، مراکز نظامی در این کشورها بر پا کردند.

Soviet troops withdrawing from Afghanistan, 1989

 

 

هنگامی که وضعیت سیاسی و امنیتی رو به وخامت گذاشت، اتحاد جماهیر شوروی که تا آن هنگام از حزب دموکراتیک خلق افغانستان حمایت کرده بود، مداخله کرده و به حکومت پرزیدنت امین خاتمه داد. در ۲۷ دسامبر ۱۹۷۹ هزاران تن از نیروهای شوروی به افغانستان ریختند. پرزیدنت امین کشته و پرزیدنت ببرک کرمال جانشین وی شد. دولت جدید برخلاف دولت قبلی به طور وسیعی تحت کنترل اتحاد جماهیر شوروی بود که به زودی تعداد نیروهای خود را در این کشور به ۱۰۰.۰۰۰ رساند. مشاوران شوروی در هر وزارتخانه حضور داشتند. کا. ج. ب. یک سازمان اطلاعاتی جدید برای افغانستان ایجاد کرد که با حروف اختصاری خود خاد شناخته می شد و ریاست آن را دکتر نجیب الله بر عهده داشت. نقض های مستند شده شامل مواد متعددی از بازداشت های خودسرانه، بازجویی های خشن و شکنجه و محاکمات و اعدام های اختصاری می شود. خاد سازمان اصلی مسئول این نقض ها بود.

 

 

تجاوز شوروی باعث به وجود آوردن یک نهضت مقاومت ملی و بیشتر شدن مرتبت مجاهدین شد. تا پیش از دهه ی ۱۹۸۰ میلادی بیش از ۵ ملیون پناهجو بیرون از کشور زندگی می کردند که بیشتر آن ها به وسیله ی بمباران های بدون تبعیض و قتل تلافی جویانه ی غیرنظامیان از خانه های خود رانده شده بودند.

 

 

در فوریه ی ۱۹۸۶ اتحاد جماهیر شوروی به ریاست جمهوری گورباچف تصمیم گرفت نیروهای خود را تا پایان سال ۱۹۸۸ بیرون بکشد. در مه ۱۹۸۶، رییس خاد، نجیب الله به عنوان دبیر کل حزب دموکراتیک خلق افغانستان «انتخاب شد ». در نوامبر، وی به عنوان رییس جمهور شورای انقلاب جانشین کارمل گردید و کارمل به شوروی تبعید شد.

 

 

در ژانویه ی ۱۹۸۷ به دنبال جلسه ای در مسکو جایی که رهبران ارشد حزب دموکراتیک خلق افغانستان از نقشه ی بیرون کشیدن نیروها باخبر شدند، رییس جمهور نجیب الله سیاست جدید دولت، «آشتی ملی» را اعلام کرد که شامل تقسیم قدرت بین احزاب سیاسی، عفو برخی زندانیان سیاسی و آتش بس می شد. نجیب الله رییس جمهور جمهوری افغانستان شد که تازه این نامگذاری روی آن انجام گرفته بود. پیمان ژنو که مقررات عقب نشینی شوروی را مشخص می کرد در ۱۴ آوریل ۱۹۸۸ به وسیله ی افغانستان، پاکستان، ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی امضا شد. کمک های مالی اقتصادی و نظامی از سوی ایالات متحده و شوروی سابق به مشتریان مربوطه ادامه پیدا کرد. در ژوئن ۱۹۹۰، نجیب الله نام حزب دموکراتیک خلق افغانستان را به حزب وطن تغییر داد و رسما مشی سوسیالیستی را نفی کرد.

 

 

دوران بین عقب نشینی شوروی در سال ۱۹۸۸- ۱۹۸۹ و سقوط دولت نجیب الله در سال۱۹۹۲ چندین تغییر اساسی در الگوی سوء استفاده از سوی تمامی طرفین درگیر در مخاصمه به خود دید. حکومت هویت اسلامی برای دولت برگزید و اصلاحاتی را در قوانین برای نرم تر کردن کنترل مطلق دولت صورت داد. این اصلاحات تا حدود زیادی نمایشی بود. هر چند بازداشت ها کمتر شد اما قطع نشد. بمبگذاری پایگاه های مقاومت در حومه ی شهرها هر چند کمتر بود اما ادامه پیدا کرد و جان تعداد زیادی غیرنظامی را گرفت.

 

 

هم زمان انشقاق در درون مقاومت مشخص تر می شد زیرا گروه های سیاسی به طور آشکارتری با یکدیگر به رقابت می پرداختند چون تغییر رژیم در کابل را اگر چه نه قریب الوقوع اما حتمی می دیدند. این دوره هم چنین شاهد افزایش غلبه و استقلال مجازی شبه نظامیانی بود که ظاهرا به رژیم کمونیستی وفادار بودند اما اتحاد آن ها بدواً به پرداخت پول وابسته بود و در خشونت عیله غیرنظامیان و غارت شرکت می کردند. مجاهدین نیز مرتکب جنایات جنگی شدند. بیشتر آن ها در پاکستان مستقر و از حمایت ارتش و دستگاه امنیتی پاکستان برخوردار بوده و با مصونیت عمل می کردند و کنترل قابل توجهی بر جمعیت پناهنده ی افغان داشتند. احزاب مجاهدین دارای زندان هایی بودند که در آن اعضای احزاب رقیب و هم چنین غیرنظامیان را نگهداری، شکنجه و در برخی موارد اعدام می کردند. برخی از گروه های مجاهدین رقبای سیاسی را ترور کرده و برخی هم چنین سازمان های غیردولتی ای که با زنان کار می کردند را مورد حمله قرار دادند.

 

 

ما که هستیم؟

پروژه مستند سازی افغانستان محصول مشارکت دفتر مطالعات جنایات جنگی و کتابخانه ی حقوق بشر پنس دانشگاه امریکن و موسسه ی صلح آمریکا است. این پروژه با هدف جمع آوری و ایجاد یک بانک اطلاعاتی کاملا قابل جستجو و قابل دسترسی برای عموم ایجاد شد که شامل اسنادی در ارتباط با نقض حقوق بشر و بشردوستانه در افغانستان از سال ۱۹۷۸ باشد.